فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

47

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

باب هشتم ( 27 - ر ) حسن « 1 » اعتقاد و تقويت شرع : در طريق اعتقاد ، متابعت سنّت اهل جماعت را فريضه شمرده و به اعتزال از بدع مذمومه و رفض عقايد ملومه ، رقم اعتزال « 2 » و رفض را از صفحهء ارض سترده . در عهد او اهل توحيد در مهاد امان آسوده و ارباب الحاد در لحد خذلان فرسوده‌اند . مباحيان كه به دعت « 3 » بدعت رستگار و در ساحت اباحت صاحب استقرار « 4 » بودند ، در دور دين پرورى او از آثار اهواء فاسده برى و از ملابس عار عقايد كاسده عرىاند . همّت عاليش در تقويت ساعد شرع يد بيضا نموده و به پشتى دين متين بازوى مردى گشوده است . ارباب حسبت را در رفع منكرات از خدشهء خشيت مخلوق باكى نيست و در زلال شرعهء شريعت از فحش فواحش زمن « 5 » ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ [ 6 / 151 ] خاشاكى نه . شرابخانه‌ها كه در زمان قراقوينلوى لئام چون بيت الحرام - حاشا - در عين اكرام [ و احترام ] بود ، اكنون چون دير « 6 » مينا در بيت المقدس ، از روث دواب و نجاست كلاب مدنّس است . در هر ميكده كه چون لاله‌زار قدحهاى بىشمار چيده بودى و هر كه را همچو نرگس شش درم در كف بود ، پاى قدح آن را مصرف [ نمودى ] « 7 » ، امروز از تندباد قهر پادشاهى قدحها كه مالامال از مى لاله‌گون بود ، چون كاسه‌هاى گردون سرنگون و دراهم مردم چون برگ گل زينت اوراق كتاب مكنون است و از استمالت نامه‌ها كه از ديوان عالى « 8 » به مهر خاصّه در باب ( 27 - پ ) ارباب احتساب سمت صدور يافته ، بر كمال دين پرورى آن پادشاه كامياب استدلال توان نمود . ابيات در وصف تقويت شرع « 9 » زهى در زمانت رواج « 10 » شريعت * به فرق تو زيبنده تاجِ شريعت

--> ( 1 ) . P : در حسن ( 2 ) . P : اعزال ( 3 ) . K : بدين بدعت ( 4 ) . P : اقرار ( 5 ) . P : فواحش زمرهء ( 6 ) . P : ديو ( 7 ) . PF : ندارد ، از K افزوده شد ( 8 ) . P : اعلى ( 9 ) . P : شعر ( 10 ) . F : زاوج